تبلیغات
وبگاه تحلیلی خبری آستارا نیوز | آستارا | گیلان | اخبار | Astara - مقالات در حوزه آستارا
 
1. اثبات وجود خط آستارا- گمیش تپه (مترجم: مرحوم آرمان سیف الهی آذر نمین)

2. مقاله درباره سواحل خزر

3. آستارا شهر بام های سفالی

4. آیین و رسوم نیم قرن گذشته مردم آستارا در عید نوروز

* اشاره:
انتشار مقاله آقای محمدعلی موحد در ایران سیاسی ، تحت عنوان «درباره نظام حقوقی دریای خزر» كه در واقع نقد دیدگاه های كتاب «تاریخ سیاسی دریای خزر» بود، باعث شد كه نویسنده كتاب، آقای میرفندرسكی نیزدر پاسخ به آن مقاله، نوشته ای را تهیه كند.

دكتر گیو میرفندرسكی، كارشناس تاریخ حقوق،وكیل بین الملل و فرزند احمد میرفندرسكی وزیر امورخارجه ایران پیش از وقوع انقلاب است. وی در سال ۱۹۸۵ از مدرسه حقوق بین الملل فلچر آمریكابادفاع از تز دكتری خود در مورد تجزیه وتحلیل حقوقی وضع جزیره تنب فارغ التحصیل شده است. برخی از كتابها ونوشته های وی عبارتند از :
تاریخ سیاسی دریای خزر، سیرحاكمیت خزر، تحلیل حقوقی مالكیت جزایر تنب و وضعیت دعاوی متقابل درحقوق بین الملل.
ایران سیاسی از آقای آرمان سیف اللهی آذرنمین كه زمینه تهیه این مقاله را فراهم و نسبت به ترجمه آن مبادرت كرده اند، تشكر می كند.
من از اینكه آخرین كتاب من تحت عنوان «تاریخ سیاسی دریای خزر» توجه آقای موحد یك كارشناس و مورخ حقوقدان برجسته دولت ایران را به خود جلب كرده است، خوشحال هستم. من به موجود بودن خط مرزی آستارا ـ گمش تپه به واسطه انبوهی از مستندات اعتقاد دارم و می خواهم در اینجا این مستندات رامرور كنم.

تاریخچه بحث

در ۱۴ مه ۱۹۵۷ ایران و اتحاد شوروی،قرارداد راجع به نظام حاكم بر مرزهای ایران و شوروی و روسیه و حل اختلاف ها وحوادث مرزی را در مسكو امضا كردند United nations treaty series,Vol.457:1963,pp.212-246) این قرارداد نحوه فعالیت كمیسیون علامت گذاری مرزهای ایران و شوروی را در برداشت كه براساس قرارداد ۱۹۵۴ در موردمرزهای دو طرف تشكیل شده بود. پروتكل راجع به این قرارداد (UNTS,p.248) نظام زیر را تجویز كرده است: مرزهای ایران و اتحاد شوروی از میله شماره صفر در محل تلاقی مرزهای ایران ـ اتحاد شوروی وتركیه در غرب آغاز و به میله شماره ۲۷۲ در محل تلاقی مرزهای شوروی ـ ایران و افغانستان در شرق منتهی می شود. میله شماره ۱۴۴ این خط مرزی در انتهای مرزهای خاكی غربی در آستاراچای را در كناره دریای خزر نشانه گذاری كرده است. میله بعدی، میله شماره ۱۴۵‎/۰ است كه در شمال گمش تپه (جنوب ایستگاه ماهیگیری شماره ۱ اتحاد شوروی ) قرار دارد و در جهت شرق در تركمنستان امتداد داده شده است. این تصوری درست خواهد بود كه همانند خط های مستقیم حاصل از اتصال علامت های مرزی در طول مرزهای ایران و اتحاد شوروی ،مرز ایران و اتحاد شوروی در دریای خزر نیز خط مستقیمی حاصل از اتصال علامت های ۱۴۴ و ۱۴۵ باشد.
منابع واستنادات
من نخستین كسی نیستم كه خط آستارا ـ گمش تپه را به عنوان مرزایران واتحادشوروی معرفی می كنم. من در تحقیقات خود به بیانیه هایی از یك وزیر سابق امور خارجه واتحاد شوروی ،مرز ایران واتحاد شوروی ، یك دیپلمات سابق ایران ودو افسر ارشد نیروی دریای ایران و بیانیه ۱۹۷۱ مندرج در كتاب راهنمای ایران aU.S.government publication , citing iranian officials اشاره كرده ام.
اما بهترین توصیف از مرزهای ایران واتحاد شوروی در كتاب «شناخت دریای مازندران» نوشته سرهنگ كمال محمود زاده مطرح شده كه در سال ۱۹۷۱ انتشار یافته است. رجوع به توصیف سرهنگ محمودزاده كفایت می كند زیرا وی رئیس شعبه ای از نیروهای مسلح ایران بوده كه وظیفه حفاظت از جنگل ها ودیگر منابع طبیعی را برعهده داشته است؛این كار بسیار شبیه به وظایف رنجرها یا یك نیروی انتظامی محیط زیست بوده است. این كتاب را كه در مه۱۹۷۱ (خرداد۱۳۵۰) انتشارات علمی در تهران منتشر كرده، مورد تأیید سرلشكر محمود صادقیان رئیس سازمان جغرافیایی ملی ایران، یكی از نهادهای وابسته به وزارت جنگ ایران نیز قرار گرفته است. اگر گروهی باشند كه بهتر و بیشتر از دیگران درباره مرزهای كشور بدانند. این گروه، نظامیان هستند كه وظیفه پاسداری از مرزها و دفاع از سرزمین مادری بویژه در مقابل دشمنان احتمالی در شمال به آنها سپرده شده است. در بحث تحت عنوان «مرزهای دریایی شمال ایران» محمودزاده می نویسد: «مرزهای ایران و اتحاد شوروی» از مرزهای خاكی و دریایی، از ساحل شرقی به غربی دریای خزر تشكیل می شود. در واقع مرزهایی غیر از مرزهای دریایی، بر روی خشكی و رودخانه ها ترسیم و علامت گذاری شده اند. براساس نوشته های محمودزاده، حدنهایی مرز خاكی، در ساحل غربی دریای خزر، میله شماره۱۴۴ و در محلی است كه رودخانه آستارا چای وارد دریا می شود. محل شروع مرزهای خارجی در ساحل شرقی دریای خزر نیز میله شماره۱۴۵ است كه در فاصله ۲‎/۲كیلومتری از جنوبی ایستگاه ماهیگیری اتحاد شوروی در خلیج حسن قلی قرار دارد. محمودزاده با ارائه این مقدمه یادآور می شود: «مرز دریایی در شمال ایران از میله شماره۱۴۴ در آستارا آغاز و به میله شماره۱۴۵ منتهی می شود. بنابراین طول مرزهای دریایی ایران در دریای خزر ۷۰۰كیلومتر است. هیچ علامت دیگری در بین علامتهای ۱۴۴ تا ۱۴۵ نصب نشده است و نیازی نیز به علامت های اضافی نیست. آبهای موجود میان این خط مرزی و سواحل ایران حدود یك ششم دریای خزر است و به ایران تعلق دارد. خط مرزی بین دو علامت مرزی، توسط نیروهای مرزبان پاسداری نمی شود. تنها هرازگاهی از این خط مرزی تكه های چوب و الواری كه بر اثر طغیانهای رودخانه ولگا آورده شده اند و همچنین كشتی های سرگردانی كه هدایت خود را از دست داده بودند عبور می كردند.»
محمودزاده می نویسد: «از این خط همچنین ماهی های خاویار گرانبهایی كه برای تخم گذاری به رودخانه های ما می آیند اما در نهایت اسیر تورهای ماهیگیران ایرانی می شوند، عبور می كنند.» به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، دولت ایران به داشتن سهم بزرگتری از دریای خزر و بیشتر از حدودی كه در چارچوب محدوده خط آستارا ـ گمش تپه وجود داشت، معتقد شد. اما حداقل در دومورد، دوایرانی سابق در نوشته های خود در سالهای۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ تصریح كردند كه خط آستارا ـ گمش تپه خط مرزی ایران و اتحاد شوروی در سالهای گذشته بوده است. آقای علی گرانمایه در سال۱۹۹۵ درباره وجود خط مرزی هوایی میان ایران و اتحاد شوروی نوشته ای را منتشر كرد و در سال۱۹۹۷ توسط آقای محمدرضا جلیلی در مقاله ای تحت عنوان (دریای خزر ـ دورنمای ایران) در نشریه CEMOTI چاپ پاریس مورد استناد قرار گرفت. همچنین در سال۱۹۹۶ آقای احمد احرار طی نوشته ای در شماره۶۳۱ كیهان چاپ لندن ازخط آستارا ـ گمش تپه به عنوان یك خط مرزی كه براساس یادداشت های دیپلماتیك بین آقای آرام وزیر امورخارجه ایران و آقای پكف سفیر اتحاد شوروی در تهران مقرر شده است، یاد كرد. مستند آقای احرار به این مطلب، اظهارات آقای احمدمیرفندرسكی معاون سابق وزیر امورخارجه و سفیر ایران در اتحاد شوروی و كارشناس سرشناس كشور در زمینه روابط ایران و اتحاد شوروی بود.
بر این اساس، خط آستارا ـ گمش تپه حاصل ابداع من نیست. دیگران درباره آن نوشته و سخن گفته اند و من تنها به ذكر این مستندات پرداخته ام.
دونقطه عزیمت متفاوت
بحث درباره دریای خزر یاخط آستارا ـ گمش تپه چنان است كه افراد خردمند باید مخالفت های خردمندانه را نیز درباره آن ارائه كنند. عدم انطباق نظرهای من و آقای موحد از دوموضع ریشه می گیرد. نخست آنكه آقای موحد در بحث خود همانند یك وكیل حكومت ایران كه موضع آن بر اساس سیاست دولت ایران ترسیم می شود و خود وی نیز به شكل دادن آن كمك كرده است ورود می كند. من تنها به ذكر مستندات اكتفا كرده و اجازه داده ام كه خود آنها سخنشان را بگویند. مسأله دوم در آن است كه آقای موحد و كسانی نظیر وی به اشتباه عقیده دارند كه شیوه اثبات چنین مسائلی «رد هرگونه شك خردمندانه» است. برخلاف این اصل، در حقوق بین الملل زمانی كه بحثی مانند وجودخط آستارا ـ گمش تپه یا دیگر مسائل راجع به حاكمیتی به میان می آید، كثرت مستندات برای ایجاد یك ادعا كافی است.
نقش آقای موحد به عنوان یك حامی و وكیل، وی را از اظهارنظر درباره هرگونه دلیل ومدركی كه می تواند موضع وی را به چالش بكشاند بازمی دارد. برای مثال وی عقیده دارد كه قرارداد تركمانچای (۱۸۲۸) نخستین سند قانونی راجع به نظام حقوقی دریای خزر است. اما پیش از قرارداد تركمانچای، قرارداد گلستان (۱۸۱۳) كه در آن ذكر می شود تنها كشتی های روسی می توانند در آبهای دریای خزر آمد و شد كنند، وجود داشته است. همچنین قرارداد سنت پترزبورگ (۱۷۲۳) كه در آن ایران بخشی از حقوق خود در دریای خزر را به روسیه واگذار كرده است وجود دارد. ضمناً انحصار ناوگان روسیه بر دریای خزر كه آقای موحد در نوشته خود به آن اشاره كرده، بر علیه ایران كه هیچ گونه ناوگانی در دریای خزر نداشته، نبوده بلكه هدف آن جلوگیری از دسترسی تركهای عثمانی به دریای خزر از طریق ایران بوده است. آقای موحد اظهارداشته است كه قضیه حقوقی خلیج فونسكا Fonseca می تواند نمونه خوبی برای ایجاد شرایط نظام مشاع یا مالكیت مشترك بین كشورها در یك حوزه مشترك همجوار باشد. این مسأله می تواند در چارچوب به دست آوردن حق انتفاع در طول روزگاران به وجود بیاید و تنها با شرایط حاكم بر قضیه فونسكا منطبق است. از نقطه نظر تاریخی حق انتفاع یا گذر زمان در دریای خزر، زمینه ایجاد مالكیت مشترك در دریای خزر را به وجود نیاورده است و در مقابل، روسیه در تلاش برای تمامیت طلبی و ایران در جست وجوی امتیازخواهی بوده است. بنابر این در قرارداد بازرگانی و كشتیرانی ایران واتحاد شوروی (۱۹۴۰) مسكو حق انحصاری ماهیگیری در حوزه ده مایلی سواحل ایران را برای طرف مقابل به رسمیت شناخته است زیرا ماهیگیران ایرانی، امكان معیشتی خود را با رفتارهای خودسرانه شركت ماهیگیری ایران و شوروی كه ماهیگیری در جنوب دریای خزر را به انحصار خود درآورده بود، از دست می دادند.
آقای موحد خوب می داند كه قضیه خلیج فونسكا شباهت بسیار كمی به وضع دریای خزر دارد. براساس ماده (د) (۱) ۳۸نظام نامه دادگاه بین المللی داوری، پرونده های دادگاه تنها ابزار مساعدت كننده برای تبیین مقررات حقوقی هستند. منابع اولیه حقوقی یك نظام اثبات گرا، عهدنامه ها و عرف هستند. تنها پرونده دادگاه بین المللی برخلاف این اصل، دعوای راجع به فلات قاره دریای شماره در سال۱۹۶۹ است كه در آن، دادگاه طرفهای دعوا را به حل و فصل اختلافها در حوزه فلات قاره از طریق مذاكره میان آلمان، هلند و دانمارك فراخواند.
سیاستهای سردرگم
من از اینكه هفت سال پیش، زمانی كه ایران نیازمند یك سیاست واقع گرایانه در مورد دریای خزر بود، حتی یك بحث آزاد معتدل در مورد مواضع مختلف راجع به دریای خزر انجام نشد و به جای آن وزارت امورخارجه ایران مواضعی حساب نشده با اتكایی اندك بر قانون یاحقایق اتخاذ كرد، متأسف هستم. برای نمونه هنوز هم مشخص نیست كه وزارت امور خارجه خواستار ۲۰درصد از كل دریای خزر یا ۲۰درصد از تمام ذخایر آن است و اینكه خواستار برابری است یا انصاف؟ همچنین مشخص نیست چگونه وزارت امورخارجه ایران به این باور رسیده است كه در چارچوب عنوان «دریاچه بین المللی» هر طرف ساحلی، باید حقوقی برابر بر آن داشته باشد همچنین باید مشخص شود كه وزارت امور خارجه ایران چگونه ترجیح داده است كه به جای نظام حقوقی اسناد۱۹۵۲ و ۱۹۶۲ به نظام حقوقی مبتنی بر قراردادهای۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بین ایران و اتحاد شوروی بازگردد؟ همچنین تاكنون مشخص نیست كه چرا وزارت امورخارجه ایران به پذیرش وجود یا انتشار یادداشت آرام ـ پكف اقدام نكرده است؟ تاكنون نیز مشخص نیست كه چرا وزارت امورخارجه ایران به انتشار رویه های عملی كمیسیون علامت گذاری مرزی كه براساس قرارداد۱۹۵۴ تشكیل شده بود، اقدام نكرده است؟ تا به امروز مشخص نیست كه چرا وزارت امورخارجه ایران نمی تواند به پذیرش وجود خط آستارا ـ حسن قلی (ترجیحاً گومش تپه) به عنوان نقطه آغاز دعاوی بیشتر در چارچوب خطوط پیشنهاد شده در مقالات اینجانب تحت عنوان «سیر تكامل حاكمیت در دریای خزر» كه در سال۱۹۹۹ توسط انتشارات مارتین نیویورك منتشر شده است، اقدام كند؟ در پایان توصیه می شود وزارت امور خارجه ایران به جای گسترش و توسعه مواضع قابل بحث خود از موضعی سرسختانه و انعطاف ناپذیر (مبتنی بر داشتن ۲۰درصد از منابع یا هیچ چیز دیگر) كه در نهایت و همانطور كه در اجلاس آوریل۲۰۰۲ در عشق آباد شاهد آن بودیم باعث خواهد شد دیگر كشورهای حوزه دریای خزر به سادگی به خواسته های خود دست یابند، مواضع واقع بینانه تری را اتخاذ كند.
گیومیرفندرسكی
مترجم: آرمان سیف اللهی آذرنمین


سرزمین جنگل و باران , برنج و نوغان , بستر رودهای خروشان و پهنه رویش بنفشه ها , پامچالها , نیلوفرهای آبی و زیستگاه قوها و مرغابی ها و هزاران گیاه چشم نواز و زیبایی های بیشمار دیگر . جایی كه جلگه و دریا و كوهستان روی در هم می سایند و شب و روز امواج خروشان دریا بر ساحل و ماسه زارهای آن بوسه می زنند. سرزمینی سرشار از حیات و مملو از نشاط كه طبیعت سحرانگیز آن به همان نسبت كه مایه پویش است و سختكوشی , الهام بخش آرامش است و نیروبخش اندیشه و خلاقیت . گیلان , منطقه سرسبز و دل انگیز شمال ایران كه تكیه به كوههای البرز زده و آبهای خزر به پایش می ریزد در دوران زندگی خود همواره بدین شكل كه امروز می بینیم نبوده و حتی طبیعتش هم نتوانسته است شكل نخستین خود را حفظ كند . سرزمین سبز شمال در طول تاریخ كهن خویش كه گاه و بیگاه بسان كانونی از آتش به پیكر سرد و بیروح ایران گرمی بخشیده و نام آوران آن در سایه شوریدگی و عشقی كه به سرزمین خود می ورزیده اند بپا می خاستند و داغ بد نامی از چهره اش می زدودند .



ازدوران باستان

سابقه تقسیمات كشوری ایران به قرن پنجم پیش ازمیلاد مسیح ( دوره فرمانروایی سلسله هخامنشی ) میرسد . اولین تقسیمات كشوری، توسط داریوش اول ( 521 – 485 ق. م ) انجام گرفت ، كه قلمرو پادشاهی ایران شامل تمام منطقه خاورمیانه ، خاور نزدیك و آسیای مركزی بوده است . داریوش اول این منطقه وسیع را به 30 قسمت بر مبنای حدود جغرافیایی و ویژگیهای نژادی و قومی تقسیم و برای هر قسمت فرمانروا و حكمرانی به عنوان ( خشتروپان ) یعنی شهربان انتخاب كرد . با توجه به كتبه های رسمی پادشاهان پارس ، سرزمین كادوسیان و كاسپیان ( گیلان و دیگربخشهای سواحل دریای خزر )جزو سرزمینهای تابع هخامنشیان نبوده است .



مختصات استان گیلان شامل :

سرزمین پست و جلگه ای جنوب و جنوب غرب دریای خزر تا خط الراس ارتفاعات تالش و بخشی از دامنه های شمالی و جنوبی البرز غربی( حوزه انتهای دره شاهرود )است. این سرزمین از رود آستارا در شمال تا مرز جنوبی (بخش عمارلو) در حاشیه شاهرود ،به ترتیب؛ بین عرض شمالی در امتداد شمال غربی-جنوب شرقی،بادرازای 235 كیلومتر، و در جهت مداری ؛ازقلل بغروداغ {دهستان گرگانرود جنوبی } در مغرب تا مرزهای غربی استان مازندران در شرق به ترتیب ؛ بین 25،34،48 و 50،26،42 طول شرقی با پهنای متغیر 105 تا 25 كیلومتر گسترده شده است. این استان كه توسط حصار بلند البرز و تالش از بقیه سرزمین ایران جدا گردیده از شمال به دریای خزر و كشور آذربایجان، از غرب به استان اردبیل، از شرق به استان مازندران و از جنوب به استان قزوین و زنجان محدود است و مساحتی حدود 14711 كیلومتر مربع را داراست.

گیلان قدیم
گیلان قدیم به دو بخش عمده "" بیه پس "" و "" بیه پیش "" تقسیم می شد . در لهجه محلی "" بیه "" به رودخانه یا ساحل رودخانه اطلاق می شده . و منظور از رودخانه همانا سفیدرود مظهر بركت و زایندگی بوده است . رشت و لاهیجان در طول زمان بترتیب پایتخت دو قسمت بیه پس و بیه پیش بوده اند كه البته در مقطعی از زمان فومن بعنوان مركز بیه پس شناخته می شده است . در قرن چهارم هجری ( قرن دهم میلادی ) و یا دوره ای كه خاندان بویه در اوج قدرت بوده اند تمام گیلان و همچنین ولایات كوهستانی مشرق و طول ساحل دریای خزر ( طبرستان گرگان و قومس ) ضمیمه ولایت دیلم بوده ولی در دوره های اخیر ولایات شرقی از آن مجزا شد . نام دیلم بعدها در اثر عدم استقلال از بین رفت و دشتهای دلتای سفیدرود نام خود را به مجموعه نواحی مجاور داد , و سراسر به نام گیلان خوانده شد . اما به طور دقیق گیلان نام منطقه ساحلی بوده و به مناطق كوهستانی مشرف بر آن , نام دیلمان اطلاق می شده است. در اعصار مختلف دیده می شود كه این نام گاهی به یكی و گاهی به دیگری تعلق می گرفت , و منظور از آن سراسر نواحی ساحلی جنوب غربی دریای خزر بوده است. گیلان بیه پس شامل چهار شهر بزرگ بود كه هر یك معمولا امیر مستقلی داشت كه بر شهر و تمام نواحی اطراف آن حكومت می كرد. فومن در مركز این منطقه و مجاور كوهستان ها قرار داشت. در سمت مشرق به طرف دریا شهر تولم واقع بود. گسكر در مجاورت ولایت فومن و رشت واقع شده و كمی از ساحل دریا فاصله داشت. از نظر مذهبی تمام ساكنان این منطقه حنبلی مذهب بودند. گیلان از نظر فراوانی باران و رودهای متعددی كه آن را آبیاری می كرد مشهور بود . به استثنای خرما , آلوزرد و نیشكرقند , درخت میوه در آن به مقدار فراوان می رویید. مركبات را از مازندران به این منطقه می آوردند . شهرهای گیلان در اطراف خود حصار نداشتند ولی پادشاهان قلعه های مستحكمی در آن بنا كرده بودند . تمام ساختمان ها از آجر بود . فرش خانه ها مانند خانه های بغداد از آجر و بام ها لته پوش و بعضی از بامها نیز گالیپوش بود . لازم به توضیح است كه لته قطعات تخته به ابعاد 30در20سانتیمتر است و گالی از ساقه برنج گرفته می شود كه به آن كولش هم می گویند. و اما دو قوم كاس و خزه كه تاكنون شاید كمتر به آنها پرداخته شده باشد و بخصوص خزه ها كه علیرغم تسلطی كه در بیشتر اوقات بر دریای خزر داشتند و اصلا همانگونه كه پیداست نام این دریا نیز از این قوم گرفته شده است به جرأت می توان گفت كه برای اكثر مردم گیلان ناشناخته اند . كاس ها نیز همچون خزه ها قومی جزیره نشین بودند و مردان و زنان زیباروی آنها كه دارای چشمانی به رنگ دریا و آسمان و موهایی بلوند بودند با دریا پیوندی نا گسستنی داشتند . در اینجا بد نیست به نكته ای اشاره شود و آن اینكه در حدود قرن شانزدهم میلادی یعنی هنگامی كه كاس ها بر دریای خزر تسلط داشتند _ البته این سلطه به تناوب با خزه ها عوض می شد _ گروهی شرق شناس برای تهیه نقشه های جغرافیایی به كناره های این دریا كه آنزمان دریای كاس شده بود آمدند و بدینترتیب نام پهناورترین دریاچه روی زمین را كاسپین نهادند و هنوز هم این دریا نزد اروپاییان به این نام خوانده می شود . از كاس ها اكنون نیز مردان و زنان چشم آبی بجای مانده اند .


گویش

لهجه گیلانی مشتمل بر دو گویش گیلكی و تالشی می باشد .
گویش گیلكی نیز بنوبه خود به دو بخش متمایز در دو ناحیه غربی ( بیه پس ) و شرقی ( بیه پیش ) تقسیم می شود : یكی گویش رایج در رشت , بندر انزلی , لشت نشا , صومعه -سرا , كوچصفهان , فومن و شفت و دیگری گویش رایج در آستانه اشرفیه , لاهیجان , لنگرود , رودسر , چابكسر , سیاهكل و سایر شهرهای واقع در شرق گیلان . البته لهجه هر یك از شهرهای مستقر در نواحی غرب یا شرق ضمن اینكه ساختار مشتركی با دیگر شهرهای هم گروه خود دارند تفاوتهایی نیز در طرز تلفظ بعضی لغات و بخصوص افعال با آنها دارا می باشند . اما در هنگام تحقیق و بمنظور جلو گیری از پراكندگی نظرها و تعدد لهجه ها , گویش رایج در رشت معیار بررسی و پژوهش زبان گیلكی است . گویش تالشی نیز در نواحی ماسال , شاندرمن , اسالم , تالش , تالش دولاب و حتی در انزلی و فومن و برخی بخشهای غربی رایج است . البته گالشی نیز گویشی برگرفته شده از تالشی است كه ساكنان كوهپایه های غربی گیلان به آن تكلم می كنند . لازم به توضیح است كه برخی از ساكنان كنونی شهرستان رودبار وكوهپایه های اطراف آن را مهاجرین كرد تشكیل می دهند و بدیهی است كه گویش رایج آنها كردی است . همچنین در سالیان اخیر با مهاجرت مهاجرین ترك زبان كه عمدتا از استان اردبیل وارد استان گیلان شده اند لهجه تركی نیز در برخی شهرهای گیلان نظیر تالش و بندر انزلی و حتی رشت رواج دارد . ولی با توجه به آنچه كه در ابتدای این قسمت گفته شد لهجه های اصلی و اصیل گیلان را همان گیلكی و تالشی تشكیل می دهند .

جغرافیای طبیعی گیلان

از نظر جغرافیایی گیلان را می توان به چهار قسمت مجزا و مشخص به صورت زیرتقسیم نمود :
ابتدا قسمت پست ساحلی است , كه در معرض امواج دریای خزر است . در اینجا خود را درمقابل پدیده ای قابل توجه و مداوم می بینیم : حركت امواج و شدت بادهای شمالی و شمال غربی كه بر سطح دریا مسلط است , مسافتی طولانی از ساحل را با شنهایی كه باد آنها را جا به جا می كند , به صورت تپه هایی به ارتفاع هفت تا ده متر و عرض دویست تا چهارصد متر , می پوشاند . در سمت دیگر این تپه های شنی به طرف داخل , رودخانه ها با رسوبات زیادی كه همراه دارند از كوه سرازیر می شوند , و چون نمی توانند راهی به طرف دریا باز كنند در باتلاقها و مردابها می ریزند . فشار امواج دریا , از رسوبات رودهایی كه به دشواری راهی به سوی دریا گشوده اند , سدی در دهانه مرداب ایجاد می كند , و آنجا را به روی كشتیها می بندد . این مردابها تمام طول ساحل را می پوشانند : نمونه بارز آنها مرداب انزلی در انتهای غربی , و مرداب استراباد در انتهای شرقی است , و مردابهای مشابهی مانند مرداب لنگرود نیز در فاصله میان آن دو قرار دارد . سواحل داخلی این آبهای راكد پوشیده از قشر ضخیمی از قطعات كوچك شاخه های زبان گنجشك , چنار , تبریزی , بید و انواع درختهایی است كه در نواحی مرطوب می روید . جویها و رودخانه هایی كه از كوه سرازیر می شوند از روی این تكه چوبها و یا از میان ریگهای روان راهی برای خود باز می كنند . در فصول بارانی همه این نواحی از آبهای راكد پوشیده می شود . در قسمت دوم , دامنه های البرز به صورت دیواره ای وسیع و شیبی جنگلی به طرف دریا كشیده می شود . در همین قسمتها است كه مسیلها و تنگه هایی خیال انگیز وجود دارد . به دشواری می توان عظمت و تنوع جنگلهایی را كه همانند روپوشی زیبا تمام این مسیلها و دره ها را پوشانده است توصیف كرد و یا آنها را طبقه بندی نمود . در این نواحی بلوط , نارون ، چنار , افرا , زبان گنجشك , زیز فون , شمشاد , گردو , آلش , سروكوهی و سرخدار - نوعی كاج - دیده می شود . شاخه های موی وحشی به تنه درختان می پیچد و بالا می رود . در این قسمت رازك وحشی , انجیر , گوجه , گلابی و سیب وحشی فراوان است و همه جا از توتهای وحشی , نسترن های وحشی , پیچك و گلهای سرخ پوشیده شده است . جایی كه درخت غان و شمشاد دیده می شود با بیشه هایی زینت می گیرد. هنگام بهار بنفشه, پامچال و دیگر گلهای جنگلی زمین جنگل را به صورت فرشی زیبا می پوشاند. این گلها را در منطقه معتدل جنوبی نیز می توان دید, ولی این مقایسه با هند شرقی یا هند غربی به علت وجود آب و هوای خاص آن مناطق و اثر آنها در پرورش این گلها درست تر به نظر می رسد. گیاهان این سرزمین از نوع گیاهان جنوب اروپا با شرایط آب و هوایی همانجا است و باید رطوبتی را كه به ندرت در خارج از منطقه حاره دیده می شود به آن اضافه نمود. حیوانات این ناحیه مانند حیوانات دشتهای جنگلی عرضهای بالای جغرافیایی یعنی مناطق نزدیك به قطب است . در سومین قسمت یعنی زمین های خارج كوهستان ها است كه شهرها و مراكز بزرگ جمعیت دیده می شود. این نقاط در میان انبوه درختان جنگلی پنهان شده است , چنانكه مسافران چون به این نقاط وارد می شوند گمان می برند كه هنوز از جنگل نگذشته اند و چون همه جا را غرق در شاخ و برگ گیاهان طبیعی می بینند و در هر جا با مراتع و باغهایی از میوه های گوناگون روبرو می شوند به دشواری می توانند یقین كنند كه وارد دهكده ای شده اند و یا به شهر بزرگی رسیده اند. در این قسمت از كشور كرم ابریشم تربیت می شود, و تهیه كرم ابریشم در گذشته گیلان را مورد توجه بازرگانان اروپایی قرار می داده است , و به همین جهت گیلان در نظر خارجیان مشهور ترین ولایت ایران بود . بالاخره در چهارمین قسمت پایین قسمت جنگلی , قله های بلند كوهها دیده می شود , كه پو شیده از چراگاه های تنك است و مه زیادی آنها را می پوشاند .قله ها تقریبا همیشه با باریكه هایی از برف به نظر می رسند. بخاری كه از چشمه های آب گرم بالا می رود , طول ساحل را تا قله های برف گرفته دماوند مه آلود نشان می دهد, و به سبب نوسان تدریجی حرارت , آب و هوای این منطقه گاهی كسل كننده و زمانی حیات بخش جلوه می كند . در رشته كوه های بالایی , بر روی تخته سنگها با گذرگاه هایی روبرو میشویم , كه از لحاظ خطری كه هنگام عبور از آنها متصور می شود , نظیرشان در سایر نقاط ایران دیده نمی شود . در منطقه خالی از درخت و در جنگلها و در دامنه كوه هایی كه بر آنها مشرف است .



ییلاقهایی

بسیار زیبا و خوش آب و هوا دیده می شوند . درگذشته چادرنشین ها كه باید برای تامین خوراك گله های خود همراه آنها زندگی می كردند , در فصل تابستان گله ها یشان را به این ییلاق ها می بردند . یكی از اختصاصات مهم این چادرنشینها آن بود كه , گاهی با قبایل چادرنشین دیگری كه بی اراده در دهكده ها جای می گرفتند مخلوط می گردیدند ولی شدت گرما و شرجی بودن بیش از حد هوا آنها را وا می داشت تا از این عده جدا بشوند . دسته های كولی نیز در گیلان قدیم كم نبودند . ولی امروزه با گسترش روزافزون مدنیت و زندگی شهرنشینی در استان سبز , چادر نشینی روزبروز كمرنگ و كمرنگتر می شود و تا جاییكه اكنون بندرت می توان این سبك زندگی را در این ناحیه مشاهده نمود .

رودها و منابع آبی مهم :

رودهای بزرگ و پر آب استان گیلان عبارتند از سفیدرود , آستاراچای , قره سو , گری چای , هره دشت , گركانرود , ناو , لمیر , شفارود , رود پلنگ دره , رود شاندرمن , توروبارس, شادیران , رودخانه پسیخان , رود شیجان , خمام رود , دسیدم رود , چاك رود , لنگرود , پلرود و شلمان رود . بر روی برخی از این رودها سد و تأسیسات آبی نظیر سد سفیدرود , سد گله ( امام زاده هاشم ) و شبكه آب بر تاریك فومن ساخته شده است . یادآوری می شود كه بزرگترین دریاچه طبیعی جهان یعنی دریاچه خزر نیز همچون دایه ای مهربان از طرف شمال بر سراسر استان گیلان پنجه افكنده است .



گیلان در تقسیمات كشوری

استان گیلان با 14709 كیلومتر مربع وسعت در شمال ایران و در مجاورت استانهای اردبیل , قزوین , مازندران و زنجان واقع گردیده و از استانهای كوچك كشور پهناور ایران محسوب می شود . از نظر آب و هوایی , گیلان در منطقه معتدل خزری واقع شده است . رشت , بندر انزلی , لاهیجان , لنگرود , رودسر , آستانه اشرفیه , سیاهكل , املش , تالش , رضوانشهر , ماسال , شفت , فومن , صومعه سرا , آستارا , رودبار شهرهای استان گیلان را تشكیل می دهند و همچنین این استان دارای 40 بخش و قریب به 110 دهستان می باشد
.

استان گلستان

مهم‌ترین منابع آبی جذب جهانگرد در استان گلستان، دریای خزر و سواحل زیبای آن با چشم‌اندازها و مناظر بسیار بدیع، دلنشین و دیدنی است و همواره مسافران بسیاری را از دور و نزدیك به سوی خود جلب کرده است. دریای مازندران از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بسیار بالایی در زمینه بهره‌برداری‌های جهانگردی برخوردار است كه در نوع خود شاید كم‌نظیر باشد. سواحل و كرانه‌های دریای خزر در پیوند با جلگه سرسبز و كوه‌های بلند سر به فلك كشیده البرز، از دیدنی‌ترین و جالب‌ترین نقاط استان است. دریاچه خزر 438 هزار كیلومتر مربع و سعت دارد و بزرگ‌ترین دریاچه جهان به شمار می‌رود. سواحل جنوبی آن از خلیج حسینقلی تا آستارا به خط ساحلی ایران مربوط است. سواحل گوشه جنوب شرقی، به استان گلستان (شهرستان‌های بندر تركمن و كردكوی) محدود است.

كناره‌های دریا عموما پست و ماسه‌زار و در بعضی نقاط به صورت تپه‌های ماسه‌ای ساحلی درآمده است. دریای خزر نقش تعیین‌كننده‌ای در آب و هوای سواحل شمال ایران دارد. می‌توان گفت كه زیبایی‌های كم‌نظیر گرگان به موجودیت و حفظ شرایط زیستی این دریا بستگی دارد. در محدوده استان گلستان دو اسكله بندر گز و بندر تركمن با كاركرد تفریحی و تفرجی، از تفرجگاه‌های مهم استان و از اماكن مطلوب جهت گذران اوقات فراغت شهروندان و مسافران محسوب می‌شود.

منبع: سیب آس




در منطقه ساحلی آستارا می توان به بازار ساحلی آن اشاره کرد بازاری که همان طور از اسمش پیداست در کنار ساحل زیبای خزر واقع شده و به طور متفاوتی غرفه بندی شده است.
بندر آستارا شهری زیبا و مرزی است که در کنار ساحل غربی دریای خزر و در شمالی ترین نقطه استان گیلا ن واقع شده است. این بندر تنها شهر استان گیلا ن بوده که هم مرز خاکی و هم مرز آبی با کشور همسایه یعنی جمهوریآذربایجان دارد که این امر باعث رونق در مبادلا ت و تجارت شده است. معمولا مسافرانی که به این شهر سفر می کنند بعید به نظر می رسد که بازار ساحلی و سقف های پوشیده شده از سفال خانه های ویلا یی آن را به یاد نیاورند.
شاید به خاطر همین است که این بندر زیبا را به شهر بام های سفالی تشبیه کرده اند. شهری که وقتی وارد آن می شوی تابلوهای کوچکی را که در دست بچه های کوچک می بینی که قصد اجاره ویلا ها یا سوئیت را به مسافران از راه رسیده دارند. درباره نامگذاری این منطقه روایت های بسیاری وجود دارد.
بنا به یکی از این روایات شهری که دراین منطقه ساخته شده درگذشته آهسته رو نامیده شده بود به دلیل این که در روزگار قدیم وقتی مسافران به این شهر ساحلی میآمدند به دلیل زیبایی آن ناچار به حرکت آهسته و آرام می شدند که بعدها به نام آستارا تغییر کرده روایت دیگری وجود دارد بر این که آستارا برگرفته از دو قسم است: آست+آرا; آنست در ترکی به معنای پایین یا فرودست و آرا به معنای سرزمین است به همین دلیل این منطقه به دشت هموار یا سرزمین کم ارتفاع هم نامگذاری شده. هوای دشت آن در تابستان گرم و مرطوب است و زمستان ملا یمی دارد و هوای کوهستان در تابستان معتدل و حتی خنک و در زمستان سرد است.
در منطقه ساحلی آستارا می توان به بازار ساحلی آن اشاره کرد بازاری که همان طور از اسمش پیداست در کنار ساحل زیبای خزر واقع شده و به طور متفاوتی غرفه بندی شده است. این بازار بزرگ به واسطه تنوع کالا و قیمت های مناسب همه ساله با استقبال فراوان گردشگران مواجه بوده به طوری که محال است به این بازار بیایی و دست خالی برگردی. درست است که آستارا شهر بازار خرید است ولی نقاط توریستی فراوانی هم دارد که همه ساله مسافران زیادی به خاطر این جذابیت ها به آستارا سفر می کنند.
یکی از این جاذبه های زیبای طبیعت خدادادی جلوه های منحصر به فرد گردنه حیران است. اگر به این منطقه سفری داشته باشید تازه متوجه می شوید که چرا این نام را به منطقه نسبت دادند چون واقعا از زیبایی های آن حیرت زده می شویم جاده ای که مثل یک مار تنومند به یک کوه بزرگ پیچیده شده، تا ارتفاع بسیار زیادی بالا رفته و ماشین ها را می بینیم که سوار بر روی این مار دراز در آن ارتفاع بلند در حرکت هستند. وقتی که این مسیر زیبا را طی می کنی هر چند دقیقه با یک پیچ تندی روبه رو می شوی که باید دور بزنی، وقتی بالا تر می روی در طول مسیر رستوران ها و سالن های غذاخوری و پذیرایی زیادی را می بینی که اکثر آنها با یک تابلوی سفید و نوشته مشکی پررنگ شما را به خوردن یک آش دوغ گرم دعوت می کنند، هر چند که به هوای خوردن آش دوغ ممکن است وسوسه شده و یک عسل طبیعی هم خریداری کنید. انتهای این جاده پرپیچ و خم به شهر نمین و استان اردبیل ختم می شود. در چندین سال اخیر این جاده کوهستانی پیشرفت های بسیاری داشته اما در زمان های نه چندان دور، دو خودرو در این جاده به سختی از کنار هم رد می شدند.
همان طور که قبلا هم به آن اشاره شد آستارا آخرین شهر و گردنه حیران آخرین منطقه حفاظتی استان گیلان است. مرداب استیل آستارا که در ورودی جنوبی شهر آستارا واقع شده یکی دیگر از دیدنی های این شهر محسوب می شود که یک تالاب منحصر به فرد است، تالابی که در آن درخت های سبز و کوتاه قدی رشد کرده که به زیبایی آن افزوده است. در بعضی از روزهای گرم تابستان آب این تالاب پایین می آید ولی همیشه کمبود آب آن در پاییز و زمستان جبران می شود.
در یک صبح زود بهاری وقتی به این مرداب نظری بیندازی مثل یک زمین تنیس رنگ قهوه ای به خود گرفته و با طلوع خورشید و گرم شدن آن در ظهر دوباره به حالت اول خود بر می گردد. شهرستان آستارا همچنین از بخش هایی تشکیل شده است. یکی از این بخش ها شهر لوندویل بوده که حدودا در ۱۵ کیلومتری جاده آستارا به انزلی واقع شده است. از این شهر می توانیم به طرف دریاو طرح ساحلی صدف یا برعکس به سمت کوه و روستای کوته کومه برویم. آبشار لوندویل و آبگرم علی داشی و کوته کومه در این منطقه معروف هستند و جاده ای باریک و بسیار زیبا دارد که در تمام فصل های سال دیدنی است.
سفر کردن به کشور جمهوری آذربایجان از طریق آستارا به دلیل داشتن مرز خاکی بسیار راحت است.
مرزی که با یک رودخانه از هم جدا شده است و با سیم های خاردار عبور از آن ممانعت به عمل میآید. شهر آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶، یک بخش از شهرستان اردبیل بود و در سال ۱۳۳۷ تابع آذربایجان شرقی شد و سرانجام در سال ۱۳۳۹ جزو استان گلستان گردید. این شهر در محل تقاطع راه بازرگانی و ترانزیت واقع شده و مبادلا ت تجاری بین بازار باکو و روسیه، بازار آذربایجان و بازار رشت و ایروان از این طریق انجام می گیرد. همچنین از نخستین شهرهای استان گیلان بوده که اداره گمرک در آن جا تشکیل شده و هم اکنون یکی از منابع عمده درآمدی برای اهالی و حتی استان گیلا ن است. از اماکن تفریحی و مذهبی و گردشگری آستارا به طور خلا صه می توان به مرقد مطهر امامزاده ابراهیم(ع) و قاسم(ع)، قبرستان قدیمی بالای دهکده حیران، بازار ساحلی وسایل روسی، مجتمع طرح دریا، مرداب استیل، منطقه سرسبز حیران، باغ عباس آباد، پناهگاه حیات وحش، آبگرم کوته کومه و علی داشی، طرح ساحلی صدف، بقعه پیر قطب الدین، بهشت کاکتوس ها و تله کابین حیران اشاره کرد.

منبع: راسخون

آیین و رسوم هر شهر نشانگر فرهنگ آن منطقه در دهه ها و سده های گذشته محسوب می شود به طوری كه انتشار و بیان رسوم آن دوران علاوه بر یادآوری فرهنگ آن منطقه، می تواند به عنوان یك الگو برای نسل آینده نیز باشد.

آداب و رسوم آستارا

با وجود اینكه زندگی امروزی از روش سنتی به یك زندگی ماشینی تبدیل شده و در مقایسه با دهه های گذشته تغییر زیادی یافته ، اما مردم گوشه و كنار این كشور ، حسرت تمامی مناسبات و اعیاد دوران گذشته را می خورند و با ادله به بیان محسنات آن دوران می پردازند.

امروزه دیگر كمتر آثاری از رسوم و آیین دهه های گذشته هر منطقه به چشم می خورد و بزرگان و ریش سفیدان خاطرات و رسوم آن دوران را تنها به نسل جدید بیان می كنند كه اغلب برای جوانان جالب توجه است.

اهالی مرزنشین شهرستان آستارا نیز در دهه های گذشته با رسوم خاص و منحصر در آن دوران به استقبال عید نوروز می رفتند ولی امروزه حتی آثاری از برخی از این رسوم و آیین ها به چشم نمی خورد.

یكی از ساكنان محله های قدیمی شهر مرزی آستارا كه بیش از 60 سال سن دارد ، در گفت وگو با خبرنگار ایرنا حال و هوای مردم را در دوران نوجوانی و جوانی خود این گونه توصیف می كند: اهالی آستارا به ویژه زنان در 50 سال گذشته برای استقبال از عید نوروز خانه های خود را كه به شكل سفالی ساخته شده بود ، با آب و جارو كردن از پشت بام شروع می كردند و سپس برای تمیز كردن داخل خانه اقدام می كردند.

سیده سادات موسوی بیان كرد: چند روز مانده به تحویل سال نو برای تمیز كردن دیوارهای خانه به ویژه گلدان ها از آهك استفاده می كردند تا سفید و تمیز شود.

وی با بیان اینكه زنان آن دوران یك هفته مانده به عید نوروز شروع به پختن شیرینی های خانگی می كردند ، گفت: برای پختن شیرینی هایی از قبیل قطاب ، نان پنجره ای ، پشمك و بیشی ، فرش اتاق بزرگ خانه را جمع می كردند و با درست كردن آتش ذغال ، بر روی تشت شیرینی های خانگی می پختند.

این بانوی آستارایی افزود: شب عید مادران زحمتكش این منطقه غذاهایی از قبیل قیسی و كشمش پلو ، مرغ محلی و آلو مسما با برنج می پختند و تمامی نزدیكان خود را برای خوردن شام به خانه دعوت می كردند.

به گفته خانم موسوی ، به علت امكانات محدود آن دوران ، غذای شب عید روی ظروف سفالی و مسی در حیاط خانه و روی هیزم پخته می شد.

زهرا درخشان از دیگر ساكنان قدیمی شهر مرزی آستارا در گفتگو با خبرنگار ایرنا می گوید: یكی از رسوم مردم آستارا در نیم قرن گذشته این بود كه مادران در طول سال به جای پرده پنجره ، از پارچه سفید استفاده می كردند و هنگام نزدیك شدن به تحویل سال نو ، پرده ها را از بغچه هایی كه دور آن پیچیده می شد ، در آورده و بر روی پنجره های خانه پهن می كردند.

به گفته این بانوی پا به سن گذاشته؛ آستارایی ها پرده های خانه را فقط به مدت 13 روز و تا روز 13 به در و برای میمنت و خوش یمنی بر روی پنجره های خانه آویزان می كردند.

وی از رونق كار خیاط های 50 سال قبل، از یك ماه مانده به عید نوروز می گوید و می افزاید: یكی دیگر از رسوم جالب آستارایی ها كه گفتن آن خالی از لطف نیست ، این بود كه تمامی بزرگان و پدران آستارایی برای دوختن كت و شلوار برای پسرانشان نزد خیاط می رفتند تا آنها با پوشیدن لباس رسمی نو، به استقبال سال جدید بروند.

وی بیان كرد: این رسم حاكی از آن است كه بزرگان و پدران تا چه حد و با چه رسوم خاصی به استقبال عید نوروز می رفتند.

به گفته زهرا درخشان ، پدر وی در آن دوران خیاط بود و حتی برای گرفتن بهای حق الزحمه خود در قبال دوخت كت و شلوار از مردم كره و عسل محلی دریافت می كرد.

خورشید مكتبی اصل از دیگر بانوان مسن آستارا كه 70 سال سن دارد ، حال و هوای عید در 50 سال قبل را در مقایسه با امروز ، خاص و مطابق با فرهنگ منطقه عنوان كرد و به خبرنگار ایرنا گفت: در آن دوران اگر زمان تحویل سال نو نیمه شب بود ، تمامی چراغ خانه های آستارا روشن می ماند و تا زمان تحویل سال جدید ، مردم باهم صحبت كرده و با گفتن لطیفه به انتظار تحویل سال نو می نشستند.

وی افزود: سفره هفت سین را در وسط خانه روی سینی بزرگ و مسی تزیین می كردند و با چیدن اقلامی از قبیل سینه مرغ ، تخم مرغ رنگی ، سر ماهی سفید ، سبزی كوكو ، سبزه ، ماهی تنوری ، سكه طلا ، آیینه و یك جلد كلام الله مجید این سفره را با سادگی و زیبایی تزیین می كردند.

به گفته این بانوی پا به سن گذاشته ، در آن دوران رسم بود مادران برای تزیین هر چه بهتر سفره هفت سین تخم مرغ را با پوست پیاز توی قابلمه می جوشاندند تا رنگ بگیرد.

وی با بیان اینكه شب عید مادران و بزرگان ، كل محوطه خانه را با شمع روشن می كردند ، اضافه كرد: این رسم از گذشتگان به ارث مانده بود تا خیر و بركت در سال جدید شامل تمای اعضای خانواده شود.

به گفته خانم مكتبی اصل؛ در اعیاد نوروز پنج دهه قبل اهالی آستارا گندم ، عدس ، نخود و تخم كدو را به عنوان آجیل تفت داده و همراه با ازگیل و گلابی آب نمك خورده ، به سفره هفت سین خود رنگ و روی دیگری می دادند.

وی اضافه كرد: از نكات جالب و گفتنی در زمان تحویل سال این بود كه مردم با شنیدن (ال بومبی) ترقه امروزی و رادیو متوجه تحویل سال نو می شدند.

همچنین رضا اشرفی از بازاریان قدیمی شهرستان مرزی آستارا كه بیش از 75 سال سن دارد ، از دید و بازدید مردم پس از تحویل سال نو در 50 سال قبل این چنین می گوید: در اولین روز عید رسم بود كه اهالی این شهر مرزی برای دید و بازدید به خانواده هایی كه عزیزانشان را طی یكسال گذشته از دست داده اند، می رفتند تا با تبریك گفتن سال نو ، در غم از دست دادن نزدیكان آنها شریك باشند و این از معدود رسومی است كه امروزه هنوز با قوت در آستارا به چشم می خورد.

وی با بیان اینكه آستارای نیم قرن گذشته كوچك بود و همه مردم همدیگر را می شناختند، افزود: در سال های چهار و پنج دهه قبل ، از روز اول عید دید و بازدید با برنامه ریزی و به طور محله به محله صورت می گرفت با این توصیف كه صبح تمام خانه های یك خیابان و بعدازظهر تمام خانه های محله دیگر را برای عید دیدنی می رفتند كه این روال حتی تا 12 روز عید نیز ادامه داشت.

وی به حال و هوای دوران كودكی خود و گرفتن عیدی از بزرگان اشاره و بیان كرد: آن دوران بزرگان فامیل به ما تخم مرغ رنگی عیدی می دادند و با گرفتن این نوع عیدی خوشحالی، شور و نشاط تمامی وجود ما را در بر می گرفت.

اشرفی همچنین از آیین و رسوم اهالی آستارا در روز 13 بدر گفت و اضافه كرد: مردم این منطقه در سیزدهمین روز اول بهار ، با پای پیاده بیرون می رفتند و با مستقر شدن در یك محیط خوب این روز را در كنار دیگر اعضای فامیل جشن می گرفتند.

از نكات قابل ذكر و گفتنی توسط این شهروند پا به سن گذاشته آستارایی این بود كه بر اساس رسم آن دوران ، در بعد از ظهر 13 بدر مردم با نیت كردن ، سبزه عید را گره زده و سپس بر سقف خانه ها یا رودخانه روان پرتاب می كردند.

وی اضافه كرد: امكانات محدود و كم زرق و برق 50 سال گذشته در آیین و رسوم عید نوروز ، نه تنها باعث صرفه جویی در بسیاری از موارد می شد بلكه صمیمیت و یكدلی روز افزون را بین تمامی مردم به دنبال داشت كه امروزه حتی شاهد گوشه ای از این آیین و فرهنگ قدیم نیستیم.

منبع: ایرنا


آستارا نیوز
وبگاه تحلیلی خبری
درباره وبلاگ

وبگاه تحلیلی خبری آستارا نیوز را با هدف اطلاع رسانی و ارتباط شفاف با شهروندان آستارایی و گیلانی راه اندازی نمودیم. امید است تا همواره بتوانیم در امر اطلاع رسانی صداقت و شفافیت را در راس اهداف خبری خود قرار داده و مطالب را فارغ از تمایلات شخصی و گروهی به سمع و نظر شما بازدید کنندگان محترم برسانیم. بدیهی است که نظرات شما راهگشا و یاری رسان ما در انجام این امر خطیر خواهد بود.

مدیر وبلاگ : آستارا نیوز
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :